|
دوست دارم مسافری باشم بی هیچ کوله باری از این دنیای گنگ...مسافر یک جزیره .. من باشم و یک دل و یک خدا |

اين روزها معصومه حسابي سرش با گربه ها گرمه...يکي نيست بهش بگه آخه خواهر من اونها که گربه هاي تو نيستن اينقدر خودتي واسشون به آب و آتيش ميزني.
البته اگه هم کسي اينو بهش بگه ...اونم يه نگاه عاقل اندر صفيه به طرف ميندازه و ميگه.......من از گربه ها خوشم نمياد....فقط دارم عکاسي رو تمرين ميکنم.
خوب راستم ميگه.

تو اين خونه اين فقط منم که واقعا گربه ها رو دوست دارم و هر چي تو بشقابمه حاضر نصار جان عزيزشان کنم.
يه جورايي باهاشون احساس همدردي ميکنم.انگار خودمم يه گربه ام.
متولد سال گربه هستم.....بعضي ها هم ميگن مثل گربه ها قدر نشناس و بي وفا هستم...![]()
اصلا به من چه......
اين تو خونمه....تقصير من که نيست

نقشه کدوم کشور دنيا شبيه گربه است جز اين؟
کدوم حیونه که از هر جایی سقوط آزاد یا غیر آزاد میکنه ۴دست و پا فرود میاد؟جز پیشی؟
خداييش ملوس تر از گربه ها پيدا ميشه؟
مثلا يکيشون خود من !!!!ميخندي؟
تو اين عکس....اين بچه گربه يه جوري وايستاده که انگار خود نقشه ايرانه..........مگه نه؟

(منو ببخشین.......اگه حجم عکس ها یه کم بالاست)